العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

124

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

مكان طبيعى ] پديد مىآيد و آن را مسبّب و آن فعل نخست [ - منشأ فعل متولّد ] را سبب مىنامند ، خواه دومى حادث در محلّ قدرت باشد و يا در غير محلّ قدرت . 3 - فعل مخترع ، فعلى است كه محلّ ندارد ، [ مانند آفرينش آسمان‌ها و زمين ، كه در محلّ ويژه‌اى صورت نگرفته است . ] فعل مباشر اختصاص به ما دارد و فعل مخترع اختصاص به خداوند دارد و فعل متولّد ميان هر دو مشترك است . بدان‌كه مردم در فعل متولّد اختلاف كرده‌اند كه آيا به سبب ما انجام مىشود [ و ما فاعل آن هستيم ] يا نه ؟ معتزله عموما برآنند كه فعل متولّد از جمله كارهاى ماست ، همانند فعل مباشر . معمر گفته است : تنها فعلى كه كار بنده به شمار مىرود ، اراده است ، و ساير رويدادها به سبب طبيعت محلّ آن حادثه تحقق مىيابد . در قلب انسان قسمتى هست كه [ محلّ حدوث اراده مىباشد ] و اراده در آن پديد مىآيد . ساير امور غير از اراده را ، معمر به طبيعت محلّ آن استناد مىدهد . « 1 » ديگران گفته‌اند : بنده فعلى جز فكر و انديشه ندارد . و اينان برخى از معتزله‌اند .

--> - مماسة مخصوصة . . . انّ احدنا اذا وضع حجرا على يده ، وجد اعتماد الحجر حتّى كانّه فى يده فهذا طريق الى اثبات الاعتماد . » ( الحدود ؛ المعجم الموضوعى للمصطلحات الكلامية ، ص 36 ) بايد توجه داشت كه در نظر حكما و نيز اصوليان اين ميل ، فعل به شمار نمىرود و از اين رو ، حركت ناشى از آن ، فعل متولّد نيست بلكه مباشر است . ( 1 ) - شهرستانى در ملل و نحل ( ج 1 ، ص 66 ، چاپ دار المعرفة ، بيروت ) عقيدهء معمّر را اين‌گونه گزارش مىدهد : « خداى متعال چيزى را جز اجسام نيافريده است . امّا اعراض از كارهاى اختراعى اجسام است ، يا برحسب طبيعت ، مانند آتش كه سوزاندن را پديد مىآورد ؛ و يا از روى اختيار ، مانند حيوان كه حركت و سكون و اجتماع و افتراق را پديد مىآورد . » شايان ذكر است كه به عقيدهء معمر ، حقيقت انسان همان نفس انسان است كه جوهرى قائم به خود و فاقد تحيّز و تمكن مىباشد كه به بدن تعلق مىگيرد . از اين رو ، افعال انسان همان افعال نفس است و با افعال بدن متفاوت مىباشد . فعل نفس همان اراده است و ديگر حركت‌ها ، مانند نشستن و برخاستن ، راه رفتن و ايستادن ، فعل بدن است ، نه نفس .